تبليغاتX
شکوفه های کویری
... میشه توی کویر هم شکوفه ای باشه !

....

 

.... و تو براي جاده ها دست تكان دادي بي آنكه حتي  به چمدانم نگاهي بيندازي ....

 دست دردست قاصدكها درخوابهاي آرام شبانه ات به استقبال رنگين كمان رفتي ،

 بي آنكه براي دلتنگي هاي شبانه ام لالايي بخواني،

 تو دوشادوش ابرهاي بازيگوش در پياده روهاي آرزوهاي سرخوشانه راه رفتي ولبخند زدي

 بي آنكه دستانم را با خود همسفرسازي ......

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 13:12  توسط شبنم  | 

درختان ايستاده مي ميرند.

درختان دارند مارا نگاه ميكنند آنها هميشه ايستاده اند آنها دردلهايشان به ما ميگويند :

حركت كنيد حركت كنيد ....  كه همه روزي متوقف ميشوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 17:30  توسط شبنم  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 14:8  توسط شبنم  |